عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
464
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
سياه ) آشكار شده است . 544 - 545 و قد اصغت . . . ص 205 و بتحقيق ثريا گوش بهزنگ غروب شد چنان كه شخص وحشت زده گوش بهزنگ دريافتهاى حسى خود است ، و گويى ستارههاى ثريا در حالى كه سپيده بردمنده است در پيش چشم ما بيمارانىاند كه در حال جان دادنند . 546 - و لاحت لساريها . . . ص 206 و ستاره ثريا در كرانه غربى براى شبرو همانند گوشواره بهم پيوسته آشكار شد . 547 - طيب . . . ص 206 هرگاه مزه دهانش را بچشى ، دندانهاى پيشين او خوشگوار است ، در آن هنگام كه ستاره ثريا در سوى غرب همانند گوشواره است . 548 - كان الثريا . . . ص 207 گويى ستاره ثريا در شباهنگامش با چهره زن جوان قبيله با لباسهاى قرمز رنگ طلوع كرده است . 549 - فدع . . . ص 207 « سعدى » را رها كن كه به دفع هجران كمك مىكند ، آن چنان كه ثريا يكبار ( به ماه نو ) نزديك مىشود و آنگاه ناپديد مىگردد . 550 - ألا طرقت . . . ص 208 هان كه مىّ شبانه بر آن سرگردان ياد او وارد شد ، در حالى كه دستهاى ستاره ثريا متمايل به كرانههاى غروب بود . 551 - و عاذلة . . . ص 208 و چه بسا ملامتگرى كه شبى آمد در حالى كه مرا سرزنش مىكرد و ستاره عيوق ثريا پنهان شده و متمايل به غروب گرديده بود . 552 - و قد مالت . . . ص 210 و بتحقيق ستاره جوزا انحراف يافت تا جايى كه گويى خرگاههاى سوارانى است كه در بيابان فرودآمدهاند . 553 - 554 و كواكب . . . ص 210